درباره صبر و قناعت و امتحان و رنج؛ عبدالکریم سروش by Gooshe3 published on 2017-07-15T02:21:59Z پارههایی از دو سخنرانی عبدالکریم سروش: شرح مثنوی، دفتر نخست، جلسه سیزدهم و چهاردهم یافتن و از دست دادن؛ همهچیز با هم جمع نمیشود؛ هرچه مییابی، چیزی را از دست میدهی، پنهان یا آشکار؛ چون خرید او را و برخوردار شد آن کنیزک از قضا بیمار شد آن یکی خر داشت، پالانش نبود یافت پالان، گرگ خر را در ربود کوزه بودش آب مینامد بدست آب را چون یافت خود کوزه شکست -- از هر حادثهای، هر حادثهٔ دیگری را میشود انتظار داشت؛ احتمالا هرچیزی در این جهان، غایتی و نتیجهای دارد؛ گفت معشوقم تو بودستی نه آن لیک کار از کار خیزد در جهان -- بُتها و قبلههای زیادی ما را از خودمان دور نگه میدارند و آگاهانه یا نااگاهانه ما را از خودمان می ستانند؛ خلق را با تو چنین بدخو کنند تا ترا ناچار رو آن سو کنند -- آدمی هنگام دارندگی و هستی، مستی پیدا میکند؛ در همه عمرش ندید او درد سر تا ننالد سوی حق آن بدگـُهَر ... این جفای خلق با تو در جهان گر بدانی گنج زر آمد نهان خلق را با تو چنین بدخو کنند تا ترا ناچار رو آن سو کنند Genre Religion & Spirituality Comment by Armin B هرلحظه از نو قبله ای با خودپرستی ... 2023-04-10T21:39:02Z Comment by moslem ebrahimi رنجها روح و روان آدم رو نابود میکنن 2019-04-20T05:38:34Z Comment by Reza Behbahani عالي... هزار بار هم گوش بدي، كمه 2019-02-03T20:52:05Z Comment by saloome shahmirzadi آدمی در حین دارندگی و هستی،مستی پیدا میکند... 2017-07-16T16:31:28Z