Stats for this track
| This Week | Total | |
|---|---|---|
| Plays | – | 207 |
| Downloads | – | 46 |
Uploaded by
سیدمحمد مرکبیان
--
دستی بر سرم می کوبد
پشت این جمجمه انگار
فریاد دردی
جانم را
به رهایی می خواند
دست بر گونه هایم می کشم
دستانم بارانی می شوند
انگشتانم جوانه می زنند
رو به پنجره می ایستم
ماه را نشانه می روم
و پاهایم
چه خوب
قصه ی سقوط را
از نگاه ام پنهان می کنند
آسمان پلک هایم از خاطرات خالی می شوند
همه ی بودنم داستان خیالی می شود
کاش بودی
کاش بودی تا ببینی
تا آخرش
از عشق گریزان بودم
طناب را بر گردن احساس
روزی خودم انداختم
و احساسی آویزان از سقف سینه ام
عشق را کنار تو می گذاشت
تو که فراموش شده ای
تو که ساده فراموش نمی شوی
هر ثانیه
قدمی به زمین نزدیک می شوم
واژه هایم می جوشند
دوست دارم
شعر رفتن را
یکبار دیگر
از آن سوی آمدن
از هرگز نیامدن بنویسم
ای بیخبر از من
این آخرین کلام ِ من با توست
حال ِ من
پشت تمام پنجره های شهر جامانده است
باز کن پنجره را
دستت را زیر آسمانی بگیر
که تا به ما رسید
فانوس هایش مُرد
و حال
دستانت
حال من را خود می دانند
من از چتر ها هم بارانی ترم
--
اجرای پیانو: هومن تبریزی

0 Comments
0 timed comments and 0 regular comments
Add a new comment